داستان 106 عباسی کردکوی - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 21:30
تو سایت همسر یابی با یکی اشنا شدم قرار گذاشتم و دیدیم همدیگر رو خیلی بیش از حد لاغر بود
داستان 107 صحرایی - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 21:30
تو سایت همسر یابی (پیوند نیک) یه دختری پیغام گذاشت از بیرجند خیلی خاص بود و موقر ولی گفتم عکسو بذار خیلی ناراحت شد .
داستان 108 ابوالقاسمی - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 21:30
خانم یکی از همکلاسیهام (م میرعابدینی) خواهر زاده همسرشو معرفی کرد که چند جلسه هم رفتیم صحبت کردیم
داستان 101 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:10
دوست داداشم روحانی نفر چهارم رو معرفی کرد قرار گذاشته بودیم تو پارک هوا هم خیلی سرد بود . همون اول کلاس بالا گذاشت منم میدونستم چطور با این جور دخترا برخورد کنم .بعدا پشیمون شد ولی فایده نداشت
داستان 102 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:10
یکی از هم محلی هام از طریق پدر خانمش یه دختری رو معرفی کرد به اتفاق دوستم و پدر خانمش رفتیم
داستان 103 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:10
پدرم با دوستاش در مورد ازدواج من صحبت کرده بود اونم یه نفر رو از تو روستاشون معرفی کرد من به اتفاق مادرم برادرم ادرس گرفتیم رفتیم سنش بالا بود به دلم ننشست
داستان 104 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:10
در سایت همسریابی عضو شدم با یکی کلی حرف زدم از شهرهای نزدیک شهر خودمون ( بهشهر ) بود تا اینکه قرار گذاشتیم . خیلی چاق بود و منم ضد چاق
داستان 105 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:10
در سایت همسر یابی با یکی دیگه اشنا شدم (م ا )از سبزوار راه دور بود با هم به نتیجه هم رسیده بودیم ولی راه دور ومنم حال راه دور رو نداشتم
داستان 106 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:10
با یکی در یک شبکه مجازی اشنا شده بودم از شهر دوری بود (شهرکرد) قبول نمیکرد بیاد شهرستان ما با سیگار منم مشکل داشت
داستان107 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:10
یکی از دوستهای نوه عموم بود ولی تحصیلاتش پایین بود و خانواده منم مخالف بودن چاره ای نبود بی خیال شدم
داستان 108 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:10
خانم یکیاز همکلاسیهام (م م) خواهر زاده همسرشو معرفی کرد که چند جلسه هم رفتیم صحبت کردیم
داستان 109 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:10
تو سایت همسر یابی با یکی اشنا شدم قرار گذاشتم و دیدیم همدیگر رو خیلی بیش از حد لاغر بود
داستان 110 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 1:10
تو سایت همسر یابی (پ ن) یه دختری پیغامگذاشت از بیرجند خیلی خاص بود و موقر ولی گفتم عکسو بذار خیلی ناراحت شد .
داستان 48 - تاریخ: 1396/12/21 ساعت: 11:27
یه دختری تازه همکاررمون شده بود با کلاس نسبتا زیبا ولی سنش پایین بود غیر مستقیم مطرح کردیم قصد ازدواج نداشت (ز ج )
داستان 49 - تاریخ: 1396/12/21 ساعت: 11:27
یکی دیگه از همکارای تازه استخداممون رو یه مدت زیر نظر گرفتم به دلم خوش نیومد (م د)
داستان 50 - تاریخ: 1396/12/21 ساعت: 11:27
دوستم (ا اف) یکی از معلم زیان دخترش رو معرفی کرد رفتیم یه جا کمین نشستیم تا ببینیمش دیدیم خیلی زیبا و خیلی امروزی بود